محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
75
آيين شهردارى ( فارسى )
و بسيار بكوبد تا آرد تميز به بهترين صورتى به دست آيد . صاحبان ستور را شايسته است كه دربارهء استفاده از ستور از مخالفت يزدان پاك بترسند و در شب و روز به اندازهء احتياج آسايش آنها را تأمين كنند ، و ستورى را در آرد كردن بيش از 6 مدّ به كار نگمارند . و محتسب بايد ترازو و رطل ( واحد وزن ) آسيابان و نيز ترازوى نقره و وزنههاى آن و نيز پيمانهها و بطهها « 1 » و عيارها را بررسى كند و فرمان دهد كه كيسههاى حمل آرد سالم باشد ، چه معمولا وزن آرد در آسياب درست است ، اما چون كيسه پاره باشد ، آرد در راهها مىريزد و به خريدار زيان مىرسد . بطه معادل پنجاه رطل و بنابراين تليس « 2 » برابر سه بطه يعنى 150 رطل است . محتسب را شايسته است كه سهميهاى براى آسيابانان تعيين كند كه هر روز آن را به دكانهاى نانوايى ببرند . آرد خانگى آسيابان براى خانهها يعنى كسانى كه نان خانگى مىخورند نيز گندم آرد مىكند ، زيرا بيشتر مردم به خوردن نان بازارى مايل نيستند و از سوى ديگر در خانه مراقبت بر پختن نان بيشتر و به دست خود آنان است . از اينرو بايد آسيابان گندمهاى مردم را جز به ثقهء امين پاكدامن تسليم نكند ، زيرا وى به خانهها درمىآيد و با فرزندان و كنيزان ( زنان ؟ ) ايشان سخن مىگويد . و بايد كه گندم را با رعايت امانت به آسياب معين حمل كند و نام صاحب و محل او را بر كدويى « 3 » بنويسد و در گوش ظرف بياويزد تا به مال ديگران مخلوط نشود ، و نيز بايد آرد نرم باشد تا براى صاحبش ريع
--> ( 1 ) - بطه وزنى است معادل پنجاه رطل . ر ك : چند سطر بعد . ( 2 ) - تليسه ظرفى است كه از خوص ( برگ خرما ) سازند و گازران به كار برند جمع آن تلاليس است ( تاج العروس ) . امروزه در آذربايجان ( تبريز ) تليس ( به فتح اول ) در معنى گونى ( مثلا كيسهء برنج ) به كار مىرود . ( 3 ) - متن : يقطينه ، كه واحد يقطين است .